برای معماری کسب و کارتان با ما تماس بگیرید: 09121504829

decode your business DNA

ایجاد کسب‌وکار جدید یعنی چه

نگاهی به ایجاد و توسعه کسب‌وکار جدید؛ بنگاه اقتصادی چگونه مسیر ۰ تا ۱۰۰ را در ایران طی می‌کند؟

میزان پیشرفت خواندن شما

فهرست مطالب

فهرست مطالب

پس از مطالعه این مقاله چه چیزی به دست می‌آورید؟ شما در این مقاله یاد می‌گیرید که چطور مرز باریک بین «سرسام و شلوغیِ بی‌فایده» را با «ثروت‌آفرینی سیستماتیک» تفکیک کنید. یاد می‌گیرید که سنگ بنای اول یک کار جدید را چطور بدون آزمون و خطاهای پرهزینه در بازار ایران بگذارید و اگر صاحب یک کسب‌وکار مستقر هستید، چطور بندهای کارهای اجرایی را از پای خود باز کنید تا بیزینستان بدون وابستگی به شخص شما، در مسیر رشد و افزایش سود خالص قرار بگیرد.

ایجاد کسب‌وکار جدید یعنی چه؟ (فاز بقا و تثبیت)

اگر در بازار، صنف یا صنعتی فعال هستید، حتماً بارها شنیده‌اید که فلان همکار «کارتن‌کارتن جنس می‌فروشد و شعباتش را زیاد کرده» یا فلان رفیقمان «با یک ایده جدید خاک بازار را توبره کرده است». در دنیای تجارت و مدیریت سرمایه، دو کلیدواژه حیاتی وجود دارد که مرز بین ثروت‌آفرینی پایدار و ورشکستگی مطلق را تعیین می‌کند: ایجاد و توسعه.

بسیاری از کاسبان و تولیدکنندگان ایرانی در یک تله ذهنی بزرگ گرفتارند؛ آن‌ها این دو مفهوم را یکی می‌دانند. در حالی که این دو، دو فاز کاملاً مجزا با الگوهای رفتاری و استراتژی‌های کاملاً متفاوت هستند. اشتباه در درک این تفاوت، همان گلوگاهی است که یا سرمایه شما را در فاز شروع می‌سوزاند، یا شما را بعد از چند سال دور باطل زدن، در سقف درآمدی فعلی‌تان قفل می‌کند.

ایجاد کسب‌وکار یعنی تبدیل یک ایده، مهارت یا سرمایه راکد به یک دکان، کارگاه، شرکت یا خط تولید فعال. به زبان بازاری، یعنی «سنگ بنای اول را درست بگذارید» تا با اولین تکانه‌ی ارز و تورم در بازار ایران، کل عمارت سرمایه‌تان فرو نریزد.

در این فاز، هدف اصلی شما سودهای کلان نیست، بلکه «بقای کسب‌وکار» است. طبق آمارهای جهانی مؤسسه GEM، بیش از ۵۰ درصد کسب‌وکارهای نوپا در ۵ سال اول خود شکست می‌خورند؛ اما در بازار بی‌رحم ایران، این اتفاق معمولاً در همان ۱۲ ماه اول رخ می‌دهد. وقتی می‌خواهید کاری را از صفر شروع کنید، ایجادِ اصولی یعنی عبور از این ۵ چراغ قرمز:

۱. تحقیقات بازار (تحلیل میدانی، نه پشت میز‌نشینی!)

کاسب نوپا فکر می‌کند تحقیق بازار یعنی بررسی آمارهای اینترنتی. خیر! تحقیق بازار در ایران یعنی کفش آهنی پا کردن و آمار رقبا را درآوردن. باید ببینید رقبای شما جنسشان را با چه حاشیه سودی و با چه چک‌هایی (چند ماهه) به بنکدار می‌دهند. اگر زنجیره تأمین و مدل فروش صنف را نشناسید، قبل از اینکه اولین فاکتور را صادر کنید، بازار شما را حذف می‌کند.

به عنوان مثال شکل‌گیری پلتفرم‌های آنلاین واسطه‌گری ملکی یا حمل‌ونقل (مثل کیلید ، ایران‌فایل ، اسنپ و تپسی) در ابتدا دقیقاً دست روی یک گلوگاه گذاشتند: «عدم شفافیت قیمت و سختی دسترسی». آن‌ها بازار سنتی را تحلیل کردند و خلأ واقعی را پوشش دادند.

۲. حساب و کتاب دخل و خرج (درد گاوصندوق خالی و انبار پر)

طبق گزارش مؤسسه CB Insights، ۲۹ درصد کسب‌وکارهای نوپا صرفاً به دلیل تمام شدن پول نقد نابود می‌شوند. در ایران این آمار فاجعه‌بارتر است؛ مدیر تمام طلا، ماشین یا ملکش را فروخته یا وام سنگین گرفته تا کارگاه راه بیندازد. دکور را چیده، دستگاه را خریده، اما ماه سوم زانوهایش می‌لرزد؛ چون انبار پر از جنس است ولی گاوصندوق خالی! چک تأمین‌کننده رسیده، حقوق شاگرد عقب افتاده و مجبور است دوباره نزول کند یا قرض کند تا فقط آبرویش در بازار نرود.

• پیشنهاد کوچینگی من : شما علاوه بر هزینه راه‌اندازی، به «سرمایه در گردش» نیاز دارید. یعنی باید پول نقد کافی برای پاس کردن هزینه‌ها را برای حداقل ۶ تا ۹ ماه آینده (بدون روی سود کار حساب کردن) کنار بگذارید و «نقطه سربه‌سر» کارتان را دقیق بدانید.

۳. محکم‌کاری حقوقی (پایان رفاقت‌ها در ایستگاه اول)

«ما با هم برادریم، ما با هم رفیقیم، حرف ما سند است!»؛ این جملات، کدهای شروع ورشکستگی هستند. شراکت‌ها اگر از روز اول مکتوب نباشند، بیزینس بعد از رسیدن به اولین سودهای میلیاردی، از هم می‌پاشد. یکی می‌گوید «من بیشتر دویدم»، آن یکی می‌گوید «سرمایه مال من بود». رفاقت چندساله به فحش و دادگاه کشیده می‌شود و خط تولید پلمب می‌شود.

تنظیم درست قرارداد، تعیین دقیق وظایف و «شرایط خروج از شراکت«، جلوی این فاجعه را می‌گیرد. هیئتی کار کردن، اول هرج‌ومرج است.

۴. مدل‌های استخدام (تله‌ی استخدام فامیلی و رودربایستی)

یک اشتباه مهلک در فاز ایجاد، استخدام فامیلی و رودربایستی‌دار یا برعکس، وسواس برای جذب نیروهای گران‌قیمت است. در شروع کار، بیزینس شما توان مالی جذب مهره‌های تراز اول را ندارد.

• در سیستم کوچینگ مهدی داوری: استراتژی درست در فاز ایجاد، «استخدام نیروهای مستعد اجرایی و پیاده‌سازی مدل‌های استخدام اقتصادی« است. شما نیاز به نیرویی دارید که شرح وظایفش شفاف باشد، به خط‌قرمزهای انبارداری یا فروش پایبند باشد و دقیقاً بداند بابت چه خروجی ملموسی دارد حقوق می‌گیرد.

۵. استراتژی ورود به بازار (چراغ دکان چطور روشن می‌شود؟)

جنس را تولید کردید یا خریدید؛ حالا چطور می‌خواهید آن را آب کنید؟ تکیه صرف به تابلوی سردر مغازه یا به امید این نشستن که «مشتری خودش می‌آید»، خودکشی تدریجی است. شما باید کانال‌های فروش خود را از روز اول چندبعدی کنید (فروش میدانی، عمده و آنلاین) تا زنجیره تأمین شما قفل نشود و کالا در انبار رسوب نکند.

بخش دوم: توسعه کسب‌وکار یعنی چه؟ (سیستم‌سازی و افزایش حاشیه سود)

فرض کنیم کسب‌وکار شما از فاز ایجاد به سلامت عبور کرده، مشتری خود را دارد و درآمدتان بد نیست. حالا به یک دوراهی استراتژیک می‌رسید: یا باید در همین سطح بمانید یا باید کارتان را بزرگ کنید که به آن توسعه کسب‌وکار می‌گویند.

تله‌ی بزرگ مدیران ایرانی در فاز توسعه چیست؟ »توهم شلوغ بودن«. مدیرعامل از ساعت ۷ صبح تا ۱۰ شب مثل چی دور باطل می‌زند. موبایلش هر ۳ دقیقه یک‌بار زنگ می‌خورد؛ کارگر زنگ می‌زند: «آقا این قطعه خراب شد چکار کنم؟»، مشتری زنگ می‌زند: «چرا بار من ارسال نشد؟»، راننده زنگ می‌زند: «ماشین خراب شد». مدیر حتی وقت نمی‌کند ناهار بخورد. شب خسته و کوفته با سردرد می‌رود خانه، خانواده‌اش شاکی هستند که تو اصلاً حضور نداری، خودش هم کلافه است که پس من کی قرار است طعم «رئیس بودن» را بچشم؟

اگر هنوز هم خودتان باید برای خرید چانه بزنید، خودتان فاکتور بزنید و کلید قفل مغازه یا کارگاه فقط دست شماست، شما کارتان را توسعه نداده‌اید؛ شما فقط یک شغل پردردسر و شلوغ برای خودتان خریده‌اید! توسعه واقعی ۴ رکن دارد:

۱. سیستم‌سازی و فرآیندمحوری (تفویض اختیار بدون استرس)

بزرگترین دغدغه شما این است: «به کارمند رو بدهی، سوار می‌شود؛ کار را بسپری، خراب می‌کند.» بله، حق دارید! چون شما کار را «پرتاب» می‌کنید، نه «تفویض»! کار باید طوری طراحی شود که اگر شما یک ماه برای استراحت حضور نداشتید، چرخ تولید و فروش بدون هیچ مشکلی بچرخد. بر اساس مطالعات Harvard Business Review، شرکت‌هایی که فرآیندهای عملیاتی خود را سیستم‌سازی کرده‌اند، تا ۳۰ درصد حاشیه سود بالاتری تجربه می‌کنند.

۲. آزاد شدن وقت مدیرعامل (تبدیل به ناظر استراتژیک)

وظیفه شما به عنوان مالک بیزینس، انجام کارهای اجرایی روزمره نیست؛ وظیفه شما دیدن آینده، هدایت کشتی و کشف راه‌های جدید درآمدی است. شما باید با استخدام مدیران میانی لایق و تفویض اختیار بر اساس اعداد، خود را از بدنه اجرایی جدا کنید.

• در پروتکل های سیستم سازی که مهدی داوری به شما پیشنهاد خواهد داد : شما دیگر با آدم‌ها چالش ندارید، با عددها حرف می‌زنید. مثلاً انباردار یک فرم تحویل روزانه دارد؛ اگر نرخ خطای انبارداری زیر ۲ درصد باشد، پاداش می‌گیرد و اگر بالای ۵ درصد باشد، جریمه می‌شود. شما خروجی را با شاخص (KPI) چک می‌کنید، نه اینکه بالای سر کارگر داد بزنید.

۳. دیجیتالی شدن واقعی و مدیریت زنجیره تأمین

دیجیتالی شدن این نیست که یک نرم‌افزار حسابداری گران‌قیمت بخرید و باز هم حسابدارتان همه‌چیز را در اکسل بزند! دیجیتالی شدن یعنی مالک بیزینس باید بتواند ساعت ۹ شب، وقتی در خانه است، با نگاه کردن به یک داشبورد ساده روی گوشی‌اش، ۳ عدد کلیدی را ببیند: موجودی زنده انبار، میزان مطالبات سررسید شده، و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) کمپین فروش.

به رشد برندهای بزرگ پوشاک ایرانی (مثل هاکوپیان یا چرم مشهد) نگاه کنید. آن‌ها چطور ده‌ها شعبه را مدیریت می‌کنند؟ فقط با سیستم‌سازی، انبارداری هوشمند و مدیریت دقیق زنجیره تأمین، نه با چک کردن تک‌تک فاکتورها توسط مدیرعامل.

۴. توسعه بازار و تنوع‌بخشی به سبد محصول

توسعه یعنی نفوذ به بازارهای جدید. اگر تا دیروز فقط به شهر خودتان می‌فروختید، حالا باید به فکر فروش آنلاین، اعطای نمایندگی به شهرهای دیگر، یا حتی صادرات باشید تا ریسک فروش تک‌بعدی از بین برود.

جدول مقایسه‌ای: تفاوتی که آینده سرمایه شما را می‌سازد

شاخص ارزیابیفاز ایجاد (سنگ بنای اول)فاز توسعه (بزرگ کردن دخل و کار)
هدف اصلی چیست؟روشن ماندن چراغ دکان؛ یعنی کار به درآمد برسد و هزینه‌های خودش را درآورد.بیشتر کردن سود خالص؛ یعنی سهم بیشتری از بازار را بگیریم و شعبه‌ها را زیاد کنیم.
رئیس چه کار می‌کند؟آچار فرانسه است؛ خودش جنس می‌خرد، خودش فاکتور می‌زند و پای کار می‌ایستد.نقشه راه می‌کشد؛ کارها را به مدیرانش می‌سپارد و خودش به سودهای بزرگ‌تر فکر می‌کند.
وضعیت تیم چطور است؟نیروهای دم‌دست و چندمنظوره استخدام می‌شوند تا کار فعلاً راه بیفتد.مدیران کاربلد استخدام می‌شوند و هر کس دقیقاً روی صندلی تخصصی خودش می‌نشیند.
حساب‌وکتاب چطور است؟تمرکز روی این است که پول نقد ته گاوصندوق برای پاس کردن چک‌ها و حقوق شاگرد بماند.سیستم‌ها دیجیتالی می‌شوند تا پرت بار، انبارداری و هزینه‌های پنهان به صفر برسد.
خط قرمز و خطر بزرگ؟اینکه بازار اصلاً جنس ما را نخواهد و سرمایه اولیه بسوزد.اینکه کار بزرگ شود ولی رئیس غرق در کارهای اجرایی شود و بیزینس قفل کند.

نتیجه‌گیری استراتژیک: عبور از بحران با نقشه راه علمی

واقعیت عریان بازار ایران این است: شروع یک کار جدید شجاعت و مایه (سرمایه) می‌خواهد، اما سرپا نگه داشتن، سیستم‌سازی و بزرگ کردن آن، نیازمند «بلد بودنِ راه» است. آزمون و خطا در شرایط اقتصادی امروز، هزینه‌های سنگین و گاهی جبران‌ناپذیر به همراه دارد. یک تصمیم اشتباه در قیمت‌گذاری، یک اشتباه در مدل استخدام یا یک قرارداد شراکت شلخته، می‌تواند حاصل دسترنج چندساله شما را دود کند.

گام بعدی شما: مسیر خروج از کارهای اجرایی و ورود به سودآوری

واقعیت این است که شما به عنوان مالک یک بنگاه اقتصادی، وقت و انرژی محدودی دارید. اگر تمام این انرژی را صرف چک کردن فاکتورها، سرکله زدن با پرسنل و پاس کردن چک‌ها کنید، چه کسی باید به استراتژی‌های بزرگتر، دور زدن بحران‌های مالی و افزایش حاشیه سود فکر کند؟

سیستم‌سازی و خروج از بدنه اجرایی، روی کاغذ ساده است اما در عمل، نیاز به یک جراح دارد که چم‌وخم بازار ایران را بشناسد، سابقه مؤثر مدیریت و رهبری کردن پرسنل را داشته باشد و بداند چطور بدون خوابیدنِ فروش، ریل بیزینس را عوض کند.

خدمات کوچینگ و سیستم‌سازی مهدی داوری برای همه نیست.

اگر به دنبال فرمول‌های تئوری لوکس هستید، کتاب‌های دانشگاهی زیادی وجود دارند؛ اما اگر آماده‌اید تا در کف بازار، یک بار برای همیشه گلوگاه‌های کارتان را باز کنید و بیزینستان را به یک ماشین پولساز منظم تبدیل کنید، قدم اول را بردارید:

همین حالا «فرم ارزیابی کسب‌وکار» را پر کنید. کارشناسان ما پس از بررسی اولیه، با شما تماس می‌گیرند تا مشخص شود آیا بیزینس شما پتانسیل ورود به دوره کوچینگ اختصاصی آقای داوری را دارد یا خیر.

پاسخ به تعدادی از مهم ترین سوالات صاحبان کسب و کار

من سال‌هاست کارم را چرخونده‌ام و درآمد خوبی دارم، از کجا بفهمم در تله «عدم توسعه» گیر کرده‌ام؟

پاسخ خیلی ساده است: یک ماه سر کار نروید! اگر بعد از یک ماه، دخل شما افت کرد، کیفیت تولید پایین آمد یا کار کلاً خوابید، شما کارتان را توسعه نداده‌اید؛ شما فقط یک شغل پردردسر برای خودتان ساخته‌اید که به حضورتان وابسته است.

آیا برای شروع یک کار جدید (فاز ایجاد) حتماً باید یک سرمایه نجومی داشته باشیم؟

خیر؛ بیش از سرمایه نجومی، به مدیریت «سرمایه در گردش» نیاز دارید. شما باید پول نقد کافی برای تأمین هزینه‌های جاری حداقل ۶ ماه اول را بدون روی سود کار حساب کردن در گاوصندوق داشته باشید تا بیزینس به نقطه سربه‌سر برسد.

چرا رفاقتی یا فامیلی کار کردن در فاز ایجاد، ریسک شکست را بالا می‌برد؟

چون در کارهای رفاقتی و هیئتی، «رودربایستی» جای «شرح وظایف» را می‌گیرد. از روز اول، باید سهم شراکت، وظایف روزانه، فرمول حقوق و مکانیزم خروج از شراکت به صورت مکتوب و قانونی محکم‌کاری شود.

سیستم‌سازی چقدر طول می‌کشد و آیا برای کسب‌وکارهای کوچک هم کاربرد دارد؟

سیستم‌سازی یک فرآیند قدم‌به‌قدم حداقل ۳ تا ۶ ماهه است. اتفاقاً برای کسب‌وکارهای کوچک حیاتی‌تر است؛ چون یک بنگاه اقتصادی کوچک توانی برای تحمل ضررهای ناشی از خطای پرسنل یا غیبت صاحب کار را ندارد.

در فاز توسعه، چطور نیروهای کاربلد استخدام کنیم که بعد از یادگیری کار، نترسیم بروند و رقیبمان شوند؟

خون‌جگر خوردن برای نیرویی که می‌رود و رقیب می‌شود، به خاطر نبود «سیستم وفادارسازی و فرآیند پنهان» است. شما باید مدل استخدام خود را تغییر دهید، بسترهای انگیزشی (پاداش عملکردی یا پورسانت شفاف) بچینید و کار را طوری فرآیند محور کنید که نیرو فقط جزیی از ماشین باشد، نه کل فرمول موفقیت شما.

آیا دیجیتالی شدن و خرید نرم‌افزار‌های گران‌قیمتِ ERP یعنی کسب‌وکار من توسعه یافته است؟

به هیچ وجه؛ اگر شما گران‌ترین نرم‌افزار بازار را بخرید اما هنوز فرآیندهای کاری کارگاه یا شرکتتان شلخته و سنتی باشد، فقط یک سیستم سنتی را دیجیتالی کرده‌اید! دیجیتالی شدن زمانی معنای توسعه می‌دهد که ابتدا فرآیندها روی کاغذ اصلاح و سیستم‌سازی شده باشند.

من در بازار فعلی ایران به شدت درگیر بحران‌های مالی و نوسان قیمت‌ها هستم، چطور در این وضعیت به توسعه فکر کنم؟

توسعه در زمان بحران یعنی «خروج از بحران از طریق بهینه‌سازی زنجیره تأمین و افزایش حاشیه سود». شما باید ابتدا گلوگاه‌های مالی که پول بیزینس را سوراخ می‌کنند پیدا کنید، هزینه‌های پنهان را به صفر برسانید و چابکی سیستم را بالا ببرید تا با تکانه‌های دلار، سود خالص شما نابود نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بقا و خروج از بحران
Bale Eitaa